الشيخ محمد علي الگرامي القمي
32
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
كابلى « 1 » به من گفت : كه نزد مرحوم آقا ميرزا حسين نورى ، صاحب مستدرك نشسته بودم ، و مشغول كار روى كتاب مستدرك بوديم ؛ ناگهان سيّدى معمّم آمد و دائم بر روى دستش مىزد و اظهار تأسف مىكرد . مرحوم حاجى نورى فرمودند : « آقا چه شده ؟ » گفت : « آه از ظلمى كه خدا به جدّم ، على بن ابى طالب - عليه السّلام - كرده است . » گفتيم : چطور ؟ گفت : « خدا كه مىدانست جدّم على ، اين همه دشمن دارد . چرا نام على را در قرآن ذكر نكرد تا اين قدر مردم با او مخالفت نكنند » . مرحوم حاجى نورى فرمودند : اتفاقا خدا اين كار را كرده . نه در يك جا ، بلكه در چند جاى قرآن . سيّد با تعجّب پرسيد : در كجاى قرآن ؟ مرحوم حاجى نورى فرمود : فردا بيا تا به تو نشان دهم . فردا ايشان آمد . و مرحوم حاجى نورى ظاهرا سورهء ولايت را آورد . « 2 » « انّا انزلنا نورين نيّرين محمّدا و عليّا » . بعد از آن ، سيّد هر روز مىآمد و ورقهايى را كه دنبالهء اين سورهء جعلى در او بود از مرحوم حاجى نورى مىگرفت : و براى مرحوم نورى دعا مىكرد . بعد به طريقى اين ورقهها ، به دست مرحوم حاج شيخ محمد رضا كه از بازاريان تهران و از مريدان مرحوم حاج نورى بود ، رسيد . ايشان آن كتاب را چاپ كردند . مرحوم آقاى نجفى فرمودند : سردار كابلى به من گفت كه مدتها از اين ماجرا گذشت . روزى من براى تمديد ويزا به كنسولگرى انگليس رفتم . « 3 » ديدم شخصى با كلاه شاپو و عينك دودى و ريش تراشيده ، همينطور به من نگاه مىكند و لبخند مىزند . بعد به من گفت : آقا شما مرا نمىشناسى ؟ گفتم : به نظرم آشناييد ؛ ولى يادم نمىآيد شما را كجا ديدهام . گفت : من همان سيّدى هستم كه آمدم خدمت حاجى نورى و سورههايى كه اسم على در او بوده ، از ايشان گرفتم و بردم . آقاى نجفى فرمودند : ببينيد در حقيقت كار از اوّل ، زير نظر انگليس بوده اگر ما دربارهء تنها چيزى كه براى هدايت بشريت نازل
--> ( 1 ) - كه در شرح قبله و وقت لمعه جزوهاى نوشته است . ( 2 ) - مرحوم آشتيانى هم در حاشيهء الرسائل مفصلا سورهء ولايت را به نقل آورده است . اصل اين سوره ، جزء كتاب « دبستان المذاهب » است كه از جعالين است ، و نوشته اين سوره در قرآن بوده و افتاده است ! ( 3 ) - هندوستان در آن زمان زير سلطهء انگليس بود .