الشيخ محمد علي الگرامي القمي
31
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
نيستند . علاوه بر اين ، ممكن است ، منظور از جمع قرآن ، جمع آيات پراكنده و تنظيم آنها نباشد ، بلكه به معناى ايجاد الفت و ارتباط بين مفاهيم آيات و سورهها با يكديگر باشد . كه هيچ مفسّرى تاكنون موفّق نشده ارتباط بين همه آيات و سورههاى قرآن را بيان كند . ولى حضرت امير - عليه السّلام - اين كار را انجام دادند . پس با بودن آيهاى كه مىفرمايد : لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ « 1 » نمىشود به روايات غير صحيحه و گفتار چند تاريخ نويس كه نظرشان بر خلاف نصّ صريح قرآن است استدلال كرد ، و گفت : در نظم آيات و سور ، تغيير و تحوّل پديد آمده است . آياتى كه از جانب خدا نازل مىشده قطعا نظمى داشته است . نمىتوان گفت : خدايى كه همه كارهايش بر اساس نظم و دقّت است ، در انزال سورهها و آيات دچار بىنظمى شده باشد . اگر نظم و ترتيب قرآن كنونى ، همان نظم خدايى است ، به مطلوب رسيدهايم و گر نه بايد ورود باطل در قرآن را قبول كنيم كه البته اين پندار مخالف نصّ صريح قرآن است . اگر بگوييد مراد از حفظ قرآن ، حفظ موادّ قرآن است نه ساختار الفاظ قرآن . ما يك ماده حرف داريم ، يك نظم ، مثلا اگر لفظ زيد را عكس نموده ، و ديز شود باز ماده محفوظ است . يعنى تك تك حرفها ، اما هيأت محفوظ نيست ، لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مىخواهد بگويد هم مواد هم هيأت باطل در او راه ندارد . بنابراين عوض شدن و جا به جايى هيأت نيز منافات دارد با حفظ قرآن . پس همانطور كه تغيير هيأت حروف با حفظ قرآن منافات دارد ، تغيير هيأت كلمه ، كلام ، آيات و سور هم با حفظ قرآن منافات دارد . دست استعمار مرحوم آية اللّه العظمى نجفى مرعشى ( ره ) براى بنده نقل كردند كه : مرحوم سردا
--> ( 1 ) - فصلت / 42 .