الشيخ محمد علي الگرامي القمي
27
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
آگاهى نداشته است ؟ در كتب اهل سنّت هم در رابطه با نزول سورهء فتح آمده كه پيامبر بعد از نزول اين سوره ، فرمودند : از اين سوره فهميدم كه امسال ، آخرين سال عمر من است . پس پيامبر با اين وصف زمان رحلت خود را مىدانست . آيا باز در جمع قرآن كوتاهى كردند . از طرفى ، انتظار وحى مجدّد چه مانعى بر سر راه جمع آورى قرآن مىتواند باشد ؟ اصحاب ، قرآن را جمع مىكردند ، و اگر آيات جديدى هم نازل مىشد ، پيامبر مىفرمودند : كه اين چند آيه را در فلان جا ، قرار دهيد ) . در روز غدير خمّ به پيامبر امر مىشود كه جانشين خود را معرّفى كن ، آيا پيامبر از اين امر خدا متوجه نشد كه آخر عمرشان نزديك است ؟ اگر به يك آدم معمولى بگويند آقا وصيّت خود را بكن ، يا بگويند جانشين خودت را معيّن كن ؛ حداقّل چيزى كه او احتمال مىدهد آن است كه مرگش نزديك است . حتّى پيامبر در ابتدا از معرّفى جانشين بعد از خودش ترسيد . ولى دوباره او را امر به معرّفى جانشين مىكنند با تأكيد فراوان آن هم با تعبير : وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ « 1 » اگر نگويى ، اصل رسالت بيهوده مىماند . بنابراين ، براى كسى كه قرار است مدتى طولانى زنده بماند ، اين گونه تأكيد كردن ، براى انتخاب جانشين بىمورد است . پس مىبينيد كه اعتقاد به اين مطلب ، چه حربههايى را مىتواند دست دشمن دهد . البته من در جواب آن بهايىها گفتم : بله ! اگر پيامبر زنده بود وحى مىآمد . ولى نه راجع به مسائلى كه بايد در قرآن ثبت شود ؛ بلكه تكرار يا تأكيد بعضى مسائل قبلى مىبود . و يا براى دلدارى پيامبر نازل مىشد . زيرا وقتى پيامبرى چون حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - از دار دنيا خارج مىشوند ؛ يعنى كارهايش تمام شده و ديگر مطلب گفتنى باقى نمانده است . دلائل صاحب تمهيد جالب اين جاست كه صاحب « التمهيد » وقتى مىخواهد براى مدّعايش دليل
--> ( 1 ) - مائده / 67 .