الشيخ محمد علي الگرامي القمي
28
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
بياورد ، به جاى اين كه به آيهاى از قرآن استناد كند ، مىگويد : « قال جلال الدين سيوطى : كان القرآن كتب كلّه فى عهد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - لكن غير مجموع فى موضع واحد و لا مرتّب السور » . مگر جلال الدين سيوطى كيست كه ما به حرف او احتجاج كنيم . ما تقريبا كتاب « الاتقان » را كاملا تدريس كردهايم ، در خيلى جاها پراكنده گويى دارد . كتاب « الاتقان » مانند يك كتاب مادر است كه عقايد و آراى مختلف را جمع آورى كرده است . امّا سيوطى در اين فنّ ، مجتهدى صاحب نظر نيست . و عجيب اين است ، كه صاحب التمهيد به عنوان دليل ، اوّل به كلام سيوطى استدلال مىكند ، بعد از آن ، روايتى از امام صادق - عليه السّلام - آورده كه : قال الصادق - عليه السّلام - قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - لعليّ - عليه السّلام - : يا علىّ القرآن خلف فراشى فى الصّحف و الحرير و القراطيس فخذوه و اجمعوه و لا تضيّعوه ؛ اى على ، قرآن در پشت فراش من است در صحيفهها و حريرها و كاغذها ، پس آن را جمع كنيد و ضايع نكنيد . آنچه بايد مطرح شود آن است كه « القرآن خلف فراشى » يعنى چه ؟ فراش ، يعنى بساط و زيرانداز . و ظاهر اين سخن ، يعنى قرآن در زير همين زيراندازى است كه روى آن نشستهام يا خوابيدهام . چنين عملى از يك مسلمان عادى سر نمىزند ، چه رسد به پيامبر . « 1 » سالها پيش وقتى در زندان بودم ، گاهى اوقات مىخواستم عينكم را روى قرآن بگذارم ، يكى از آقايان مىفرمود : عينك را روى قرآن نگذاريد . آن وقت پيامبر قرآن را گذاشته زيرا فراشش ! و اگر بگوييد : جمل مشتق برذاتى كه « انقضى عنه المبدأ » هم صحيح است و لو مجازا ، با اين وصف ، پيامبر ديشب روى او خوابيده بود ، حالا جمع كرده و گذاشته كنار . مىگوييم : آيا بايد قرآن را زير آن تشك بگذاريم يا روى آن ؟ اگر بگوييم قرآن را
--> ( 1 ) - كسى در مكاشفه ديده بود كه خدمت حضرت ولىّ عصر - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - رسيده است . و حضرت از اين كه قرآن را روى زمين مىگذارند بسيار عصبانى شده بود .