الشيخ محمد علي الگرامي القمي
25
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
من اصالة الترتيب الموجود بينها و بين قريناتها فى جملة من آيات نزلت دفعة واحدة » يعنى نتيجه اين مىشود كه ما در تفسير آيه يا فهم فحواى آيه ، نمىتوانيم به موقعيت خاص آيات قبل و بعد استناد كنيم ، مگر اين كه به قرينهء قطعى بفهميم كه اينها مجموعهء آياتى بودهاند كه يك جا نازل شدهاند . او همچنين دربارهء سورهها مىفرمايد : « و امّا جمع السّور و ترتيبها بصورة مصحف مؤلّف بين دفعتين فهذا قد حصل بعد وفاة النبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، انقضى العهد النبوى و القرآن منثور على الصعب و اللّخاف و الرقاع و قطع الاديم و عظائم الاكتفاف و الاضلاع و بعض الحرير و القراطيس و فى صدور الرجال كانت السورة مكتملة على عهده - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - مرتّبة آياتها و اسماءها غير انّ جمعها بين دفعتين لم يكن حصل بعده نظرا لترقّب نزول القرآن على عهده - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - فما دام لم ينقطع الوحى لم يصحّ تأليف السور مصحفا الّا بعد الاكتمال و انقطاع الوحى . الا مرالذى لم يتحكّم و لم يكن يتحقّق الّا بانقضاء عهد النبوة و اكتمال الوحى » . اما جمع كردن سورهها و ترتيب آنها به صورت يك كتاب ، بعد از وفات پيامبر اكرم به وقوع پيوست . زمان پيامبر گذشت در حالى كه قرآن ، پراكنده بود بر روى پوست درخت ، روى ورقهاى سفيدى از سنگ ، روى رقعههاى مختلف ، تكههاى چرم ، استخوانهاى كتف و دندهاى حيوانات ، حرير ، كاغذها و در سينه مردمان ( مثل اين كه تعدادى آيات قرآن روى استخوانى در خانهء ابوبكر بوده ؛ يك قسمت از قرآن روى دست بزى در خانهء عمر ؛ مقدارى از آيات روى چرمى در خانهء زيد بن ثابت ؛ قسمتى از قرآن روى كاغذ يا حريرى در خانهء شخص ديگر ) . « 1 » اسم سورهها و تعداد آيات آنها در زمان پيامبر تكميل بوده است . « 2 » ولى هنوز به عنوان يك مجموعه ، تدوين نشده بود ، چون انتظار مىرفت كه در زمان حيات
--> ( 1 ) - اين تنها سخن ايشان نيست بلكه در تاريخ نيز اين مطلب آمده است . ( 2 ) - اين حرف ايشان با حرف صفحهء قبل كه فرمودند : « آياتش را نمىدانيم مگر اين كه يقين كنيم » منافات دارد .