الشيخ محمد علي الگرامي القمي
17
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
هم قسم نمىخورد ، چه برسد به مدينه ، چرا كه پيامبر ، فوق كعبه است . بعد مىفرمايد : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ ما انسان را در سختى خلق كرديم ؛ يعنى تو بايد تحمل كنى اين سختيها را ، اينها همه براى دلدارى دادن به پيامبر است . بعد از اين سوره ، سورهء الشمس نازل شد وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها و . . . ؛ يعنى پيامبر ناراحت نباش . خورشيد براى هميشه زير ابر نمىماند . بالاخره ، روزى از زير ابر بيرون مىآيد و . . . نظم آيات قرآن با يكديگر و نظم سورهها با يكديگر و تناسب بين اين سوره و سورهء بلد نشان مىدهد كه آيات بعدى هم مربوط به پيامبر است . كه اين پيامبر ما ! هر چند زندگى كردن با اين مردم سخت است و اينها ارزش و قدر تو را نمىدانند ، ولى بدان تا انسان تحمل سختيها را نكند ، به جايى نمىرسد . مرد ، آن است كه با تمام سختيها بتواند ديگران را بسازد ؛ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها . ضمير « هاء » تنها به نفس خود انسان بر نمىگردد . معناى آيه فقط اين نيست كه رستگار شد كسى كه نفس خود را تزكيه كرد . بلكه معناى آيه اين است : رستگار شد كسى كه نفس خود و نفس غير خود را تزكيه كرد . اين همه را با چه بيانى ، در ترجمه بياوريم ؟ تزكيهء نفس خود و تزكيهء نفوس ديگران متباينين هستند ، ولى قرآن هر دو را جمع كرده است . پس مىشود از آيه اين دو معنا را فهميد ، ولى چگونه ترجمه كنيم ؟ براى همين است كه قرآن تنها كتاب آسمانى است كه تمام ملل اسلامى آن را به زبان اصلىاش قرائت مىكنند هر چند ترجمهها شده باشد . چون ترجمهها گويايى الفاظ قرآن را ندارند ، ولى كتابهاى اديان ديگر الهى به زبانهاى ديگر خوانده مىشود . تنها تورات است كه چون زبان اصلىاش عبرى است و بعضى يهوديها به زبان عبرى آگاهى دارند . تورات را به زبان اصلىاش مىخوانند و كسانى كه به اين زبان آگاه نباشند ، به زبان رايج خودشان مىخوانند . الآن در كليساهاى ايران ، انجيل فارسى موجود است . تنها قرآن است كه وقتى مسلمانها مىخواهند از قرائت آن ثواب ببرند ، بايد آن را به زبان اصلى بخوانند . و سرّ اين كه بايد نماز خواندن به زبان اصلى ، قرائت قرآن به زبان اصلى ، حتى تلقين ميّت و محتضر به زبان اصلى باشد ، همين است . اين اصرار