الشيخ محمد علي الگرامي القمي
16
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
را به معناى پادشاه ترجمه كردهاند . زمانى كه در زندان بودم ، مدتى يك دكتر كمونيست هم سلول من بود . و ساواك به دليل رعايتى كه در حق روحانيون مىكرد ، بعد از بازجويى ، يك قرآن به ما مىداد . ناگهان ديدم اين دكتر كمونيست ، قرآن را برداشته و مطالعه مىكند . به آيهء وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ « 1 » رسيده بود . عربىاش را كه نمىدانست ، ترجمهاش را مىخواند . ديد در ترجمه نوشته : « همانا خدا بسيار سخت شكنجه است » او در فكر اين بود كه اين حرف يعنى چه ؟ آيا خدا شكنجهگر است يا خود خدا شكنجه است ، يا خدا شكنجه ديده ؟ مىبينيد كه اين ترجمهها ، چطور صورت واقعى قرآن را تغيير مىدهد . چه بسا آياتى هستند كه اصلا به ترجمه در نمىآيند ؛ مانند : قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها « 2 » اين آيه از آياتى است كه ظاهرا همه به راحتى ترجمه مىكنند ، اما مسأله اين است كه چگونه ترجمه مىكنند ! مىگويند : « هر كه نفس خود را تزكيه كرد ، رستگار شد . » ممكن است معناى آيه همين باشد ، ولى ما احتمال مىدهيم معناى ديگرى مراد باشد ، چون مخاطب اين سوره در درجهء اول ، شخص پيامبر است ، و اين سوره بعد از سورهء « بلد » نازل شده ، محتواى سورهء بلد ، دلدارى دادن به پيامبر اكرم است . در سورهء بلد مىفرمايد : لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ « 3 » . اين كه به جاى مدينه لفظ بلد را به كار برده است ، نوعى توهين به اهل بلد است . بلد احتمالا از مادهء بلادت باشد ؛ يعنى كودنى و عدم درك ؛ يعنى اهل اين شهر ، قدر تو را نمىدانند ، حيف است ، تو در ميان آنها باشى . قسم به اين شهر ، در حالى كه أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ يعنى در حالى كه تو در اين شهر حلول كردى . گويا مىخواهد بگويد تو اهل اين شهر نيستى . فرهنگ تو به فرهنگ اينها نمىخورد . اين آيهء : وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ نشان مىدهد كه علت قسم خوردن خدا به مدينه به دليل حضور پيامبر در آن شهر است . اگر پيامبر نباشد ، خدا به كعبهاش
--> ( 1 ) - بقره / 196 . ( 2 ) - شمس / 10 . ( 3 ) - بلد / 2 .