الشيخ محمد علي الگرامي القمي
94
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
ماهيت قبلًا بايد روشن شود كه ماهيت عبارت است از مفهومى كه از حدود ذاتى يك شىء گرفته مىشود و چون مرزها و حدود اشياء با يكديگر متغايرند و از هم تمايز دارند ، ماهيات هم با يكديگر متباين مىباشند ؛ ولى وجود ، منشأ وحدت همهى اشياء مىباشد و همهى اشياء از نظر اصل هستى ، تمايزى از هم ندارند و همگى در حقيقتِ هستى واردند . كتاب و در و ديوار و ميز ، تفاوتشان در مرزهاى وجودى است كه منشأ گرفتن ماهيت است ، نه در اصل وجود . پس ماهيات ، محل اختلافات و كثرات هستند و وجود ، محل وحدت . توضيح بيشتر رابطهى ماهيت و وجود را در حمل يكى بر ديگرى به خوبى مىتوان دريافت . در بسيارى موارد كه چيزى را بر چيز ديگرى حمل مىكنيم ، هر يك از موضوع و محمول واقعيتى جداگانه دارند ؛ هرچند در خارج در ضمن يك موجود تحقق يافته باشند . مثلًا وقتى مىگوييم كاغذ سفيد است ، يا حسن ايستاده است ، يا اين شيرينى خوشمزه است ، كاغذ و سفيدى و حسن و ايستادن و شيرينى و خوشمزه بودن ، هر يك واقعيّت دارند ؛ واقعيتى مستقل . ولى وقتى مىگوييم انسان موجود است ، انسان و وجود دو واقعيت مستقل از هم نيستند . قضيهى « انسان موجود است » ، همان تحقق انسان را مىرساند نه تحقق دو چيز را . از اينجا به خوبى معلوم مىشود كه ماهيت ، حد وجود است و وجود ، تجلى و ظهور ماهيت . و اگر وجود نبود ، ماهيت مفهومى توخالى بيش نبود ، و وجودات محدود بدون ماهيت نيستند زيرا ماهيتها ، حدود وجودات هستند كه بيانگر مرزهاى وجودى مىباشند .