الشيخ محمد علي الگرامي القمي
93
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
هى الّا اسماء سميتموها انتم وآباؤكم ما انزل اللَّه بها من سلطان » « 1 » يعنى اينها چيزى جز نامهايى نيستند كه شما و پدرانتان ناميدهايد و خداوند حاكميتى براى آنها قرار نداده است . مسلم است كه وجود و ماهيت ، هر دو واقعيت اصيل ندارند و هيچكس همچنين نگفته است . هر چند در كلمات بسيارى از فلاسفه اروپا تصريح به اين مطلب نشده ، ليكن از آن جهت بوده است كه اساساً آنها بحثى به اين صورت عنوان نكردهاند . در فلسفهى اسلامى هم اين بحث تا زمان ميرداماد رحمه الله به اين صورت عنوان نشده بود . شاگرد ميرداماد ، يعنى صدرالمتألهين ، بعداً به صورت مفصلترى عنوان كرد و صريحاً اصالت وجود را اظهار و اثبات نمود و پس از او همهى محققين اسلامى نظر او را پذيرفتند . شيخ احمد احسائى هم كه مىگويند معتقد به تحقيق دو واقعيت ، يعنى وجود و ماهيت بوده است ، دليلى بر اين اعتقادش پيدا نكرديم ؛ بلكه در يكى از تأليفاتش به وضوح مىفهماند كه يكى اصل و ديگرى اعتبارى است . « 2 » اصالت وجود و ماهيت هر دو موجب تسلسل باطل و جمع وجودات و ماهيات غير متناهى در يك ذات مىباشد .
--> ( 1 ) - / نجم / 23 ( 2 ) - / حاج ملا هادى سبزوارى در حاشيه منظومهاش مىگويد يكى از معاصران ما كه تعمقى درحكمت ندارد ، معتقد به اصالت هر دو شده و در برخى از تأليفاتش گفته است چون خيرات و شرور در عالم هستند ، بايد خيرات به وجود برگردد ، كه وجود منشاء خيرات و بركات است ، و شرور به ماهيات برگردد و چون شرور و خيرات تحقق دارند ، پس منشاء آنها هم واقعيت دارند . در آينده - انشاء اللَّه - خواهيم گفت كه شرور امورى واقعى نيستند . ظاهراً منظور ايشان شيخ احمد احسائى مؤسس مكتب شيخيّه است ، ليكن آن چه از عبارات شيخ در برخى تأليفاتش به دست مىآيد ، اصالت وجود و فرعيت ماهيت است ، نه اصالت هر دو