الشيخ محمد علي الگرامي القمي

85

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

مىگفت مقياس همه چيز انسان است نه واقعيت خارج . هرچه را ذهن ما پذيرفت ، واقعيت ، و هرچه را رد كرد ، بىواقعيت است . مىگفتند : راه رسيدن به جهان خارج ، عقل است يا حس . و هر دو اشتباه مىكنند . فقط اشتباه‌هاى حس باصره را تا چند صد قسم شماره كرده‌اند . براى اثبات واقعيت و ردّ سفسطه ، راهى جز وجدان نداريم و با هيچ برهانى نمىتوان واقعيت را اثبات نمود . سوفسطائيان را بايد در روش عمليشان محكوم كنيم . آيا سوفسطائيان جديد و قديم در خارج از حوزه‌ى بحث‌هاى فلسفى خود نيز در واقعيت شك مىكردند . هنگام ديدن ماشين سريع السّير يا سنگى كه ممكن است بر سرشان فرود بيايد ، فاصله نمىگرفتند ؟ هيچ شده است كه به فروشندگان كالا پول بدهند ولى جنس مورد نياز خود را تحويل نگيرند ، در حالى كه اگر واقعيتى در جهان نباشد ، چه اصرارى است كه به دنبال خريد جنس مورد نياز بروند ، و پول بدهند و كالا تحويل بگيرند ، و چشم‌هاى خود را هنگام عبور باز نگه دارند كه تصادف نكنند و در دريا بىوسيله به آب نزنند و سوار كشتى شوند . و از برخورد با گلوله احتراز كنند و . . . مبادى فلسفه اثبات واقعيت ، يكى از مبادى تصديقى اوليه‌ى فلسفه است . همان‌طور كه مىدانيم ، هر علمى متشكل از موضوع و مسائل و مبادى خاصى مىباشد . موضوع فلسفه ، واقعيت و هستى است . مسائل فلسفه ، احكام هستى ( و به قياس آن احكام عدم و ماهيت ) ، و اقسام و قوانين آن است . مبادى بر دو قسم است : 1 - مبادى تصوريه 2 - مبادى تصديقيه .