الشيخ محمد علي الگرامي القمي
84
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
متافيزيك خود گفت : « مسائل اين قسمت در كادر هيچيك از علوم رياضى يا طبيعى نمىگنجند و اعم از همهى آنهاست » . ديگران آن را بحث از هويت ناميدند ، و برخى از فلاسفه اسلامى بحث از موجودات ناميدند . با اينكه هويت غير از موجودات است ، هويت نفس هستى و وجود است . در بحثهاى آينده توضيح بيشترى در اين باره خواهيم آورد . مسائل مزبور و بسيارى مسائل ديگر كه ابن سينا نتوانسته بود درك كند ، در فلسفهى متعاليهى مرحوم صدرالمتألهين و پيروانش كاملا حل شده است . مشكل ابن سينا ، همان تفكيك نكردن هستى از ماهيت بوده است . زيرا همهى صحبتهاى روزمره و همه افكار معمولى افراد بر محور ماهيات و هستندههاست . همه جا سخن از فرش و عرش ، زمين و آسمان ، انسان و شتر و ماست و پنير و . . . است ، نه از وجود و هستى . در همهى جملات و تعبيرهايمان هستى سايه افكنده و همگى به طور اجمال آن را درك مىكنيم ، ولى از آن مىگذريم و بر مفاهيم و ماهيات تكيه مىكنيم . توجه بحث از مفهوم هستى ، و از اشتراك معنوى آن ، و بحثهاى ديگرى كه بعداً ذكر مىشود ، همه پس از اثبات يك مطلب است كه مهمترين مبدأ از مبادى فلسفه است و نقطهى قبل از آغاز مسائل فلسفه است ! و آن اين كه در جهان خارج از ذهن ما ، واقعيتى هست . و اين همان مطلبى است كه اساس فلسفه در برابر سفسطه مىباشد . سوفسطائيان يونان و نيز سوفسطائيان جديد ، چون باركلى انگليسى واقعيت را باور نداشتند و مىگفتند ما هيچگونه راهى به جهان خارج نداريم . « پروتاگوراس » يونانى