الشيخ محمد علي الگرامي القمي

77

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

اگزيستانسيا ليستهاى مسيحى كه من ، يا سپرس و گابريل مارسل پيرو مذهب كاتوليك را از زمره‌ى آنان مىشماريم . دسته‌ى دوم ، اگزيستا نسيالى ستهاى منكر واجب الوجود ، يعنى هايدگر و اگزيستا نسياليستهاى فرانسوى و خود من « 1 » ولى همگى در اين جهت مشتركند كه وجود مقدم بر ماهيت است . البته در غير از مصنوعات بشرى . همه اگزيستا نسياليستها تجربه‌گرا هستند و مبناى آن را در انسان ، هراس و ترس مىدانند ؛ منتها علت اين هراس را « يا سپرس » احساس شكنندگى هستى و جايگاه فرد مىداند و « هايدگر » پيشروى به سوى مرگ و « سارتر » دل به هم خوردگى و تهوع . « 2 » موضوع اصلى تحقيق براى آن‌ها همان اگزيستانس ، يعنى هستى مخصوص انسان است . اين فليسوفان مطلقاً فعاليت‌گرا هستند ؛ البته با پيروان فلسفه زندگى فرق دارند . فيلسوفان زندگى ، انسان را يك جريان زندگى مىدانند ولى اين‌ها انسان را يك ذهنيت خلاق . انسان خود را مىآفريند و آزادانه مىآفريند و همين آزادى ، اگزيستانس انسان است . درك حقيقت همه‌ى اين مكتب‌هاى مختلف فلسفى و پيروى عملى از نظريات رفتارى آن‌ها ، همگى مبتنى بر درك نقطه‌ى آغازين فلسفه يعنى هستى به طور عام مىباشد تا تكوين را بفهميم و خود را در ارتباط با آن تفسير كنيم . هستى در فلسفه‌ى متعاليه فلسفه‌ى متعاليه كه از همه‌ى جريان‌هاى فكرى پيش از خود ( رياضت و اشراق و فكر و شرع ) كمك مىگيرد و مسائل فلسفه را بر اساس هستى

--> ( 1 ) - / اگزيستانسياليسم و اصالت بشر ، ص 20 ( 2 ) - / فلسفه‌ى معاصر اروپائى ، ص 163