الشيخ محمد علي الگرامي القمي
115
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
خداوند واجب است ، چه رسد به اسماء تكوينى او » « 1 » . تكرار تجلى نظر به اين كه وجود عين تحقق ، و خود عينيت خارجى است ، بنابراين مرتبهى هر وجودى همان مرحلهى تحققى است كه دارد و اگر يك وجود پايان پذيرفت ، ديگر تكرار و برگشت نخواهد داشت . زيرا برگشت كامل و دقيق آن محال است . توضيح اين كه متن عينيّت يك وجود خاص همان است كه در ظرف و شرايط خاصى بوده است و همين كه آن مرتبه تحقق و آن شرايط زمانى و مكانى و ساير خصوصيات پايان پذيرفت ، ديگر برگرداندن آنها ، يعنى آوردن عين همان زمان گذشته و هويت وجودى نهفته در آن ، محال است . عرفا از اين مسأله چنين تعبير مىكنند : لا تكرار فى التجلى . يعنى تجلى تكرار ندارد . و در فلسفه همان اصطلاح : وجود تكرار ندارد ، و يا شىء معدوم دوباره عود نمىكند ، را به كار مىبرند . ممكن است تصور شود كه پس معاد كه از مسائل اصولى اديان است ، چطور مىشود ؟ بايد توجه كرد كه مسألهى معاد برگرداندن يك شىء معدوم نيست و اساساً مرگ عدم نيست و طبق روايات دينى و مبانى فلسفى فقط يك انتقال از يك منزل به منزل ديگر است . موجود معدوم نمىشود بنا به آنچه در مورد تشخص و هويت گفتيم كه در وجود ، تكرار تصور نمىشود ، معلوم مىشود كه : 1 - وجود دوباره موجود نمىشود و 2 - موجود معدوم نمىشود و 3 - معدوم هم موجود نمىشود . ممكن است تصور شود كه نظريه لاوازيه نيز همين مطلب فلسفى است كه مىگفته است : « هيچ چيز معدوم نمىشود » ، ولى اين تصور صحيح
--> ( 1 ) - / شرح عربى نويسنده بر منظومهى سبزوارى ، ص 81 ، چاپ پنجم