الشيخ محمد علي الگرامي القمي

105

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

پديده‌هايى كه قبول نور خورشيد كرده‌اند ، از جهت موانع پذيرش و يا نشر نور با يك ديگر مختلف بوده‌اند و اگر اين همه موانع از سر راه برداشته شود ، همه‌ى اختلاف‌ها هم برداشته مىشود و فقط يك نور خورشيد ، بدون اختلاف ، باقى مىماند . چندين هزار خانه و يك نور بيش نيست * اين اختلاف از در و ديوار آمده ولى در حقيقت وجود اين طور نيست ، بلكه اختلاف هم از ذات خودش پديد آمده است . براى روشن شدن بيش‌تر مىتوان از شدت و ضعف لامپ‌هاى برق مثال آورد : لامپ‌هاى برق با هم اختلاف نور دارند ، و منشأ اختلاف هم شدت و ضعف نور است . ( البته مثلى است براى وجود ، و فقط براى نزديك كردن مطلب ، و گرنه با وجود فرق دارد . اختلاف نور لامپ‌ها در حقيقت مربوط به عوامل خارج از حقيقت نور است ) . در مقابل نظريه‌ى مزبور كه نظريه‌ى « وحدت در كثرت و كثرت در عين وحدت » خوانده مىشود ، دو نظريه‌ى ديگر نيز قرار دارد : 1 - نظريه‌ى عرفا كه فقط معتقد به وحدت وجود هستند . 2 - نظريه تباين و كثرت كه به حكماى مشّاء نسبت داده‌اند . عرفا ماهيات را اعتبارى مىدانند و به وجود اصالت مىدهند ، ليكن جهان هستى را يك هستى و واحد من جميع الجهات مىدانند . البته در روش فكرى عرفانى ، همان‌طور كه پيش از اين گفتيم ، استدلال عقلى مفهومى ندارد و پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود ليكن براى مقابله با استدلال‌هاى فلاسفه ، گاه دليل‌هايى ذكر مىكنند و از جمله در اين مورد گفته‌اند : « همان‌طور كه خود فلاسفه مىگويند ، وجود ،