الشيخ محمد علي الگرامي القمي

79

مذهب (فارسى)

امكان نداشت زيرا اجزاء سلول مغز هم به همان وضع مادهء خارجى مبتلاست ، از هم فاصله دارند و اتصال سطحى و خطى هندسى آنجا هم معنى ندارد در حالى كه ما در ذهن خويش تصويرى از سطح و خط داريم . خواهيد گفت : وقتى اين تصورات بر خلاف اقع خارجى هستند چه ارزشى دارند ، ولى سخن ما در ارزش نيست ، در اين است كه اين تصورات خيالى يا واقعى ، با ارزش‌يابى ارزش ، به هر حال هستند و ما آنها را مىبينيم ، آنها كجا هستند و چگونه مىبينيم ؟ شاهد ديگرى بر تجرد علم از عوارض جهان ماده ، مسئله حافظه است ، مىدانيم كه سلولهاى خاصى عوامل و آلات حفظ هستند و اگر ضربه‌اى به آنها وارد شود عمل حافظه مختل مىشود ، چنان كه گاهى بيمارىهاى جسمى موجب نسيان و ضعف حافظه مىشود ، و برخى داروهاى پزشكى هم تقويت حافظه مىكنند اينها همه معلوم ، ولى سخن اين است كه آيا آنطور كه ماديين مىگويند حافظه صرفاً همين جريان كار سلول است يا اينها فقط يك سلسله اعمال مقدماتى هستند ؟ ما مىگوئيم اگر حافظه صرفاً مادى بود عوارض ماده را هم بايد داشته باشد ، با اينكه مىبينيم تصويرهائى از ساليان دراز پيش در ما به طور ثابت مانده است . در برخوردهائى كه با معتقدين به فلسفهء ماترياليسم ديالكتيك پيش