الشيخ محمد علي الگرامي القمي

42

مذهب (فارسى)

اطلاق و دوام ندارد ؟ وابستگى فطرى وقتى ما دليلهاى با قاطع مىبينيم كه بايد به يك وجود مطلق و ضرورى معتقد شويم و گرنه حتى هستى خودمان هم دروغ در مىآيد و قابل توجيه نيست ، باز هم بگوئيم : چون بنا گذاشته‌ايم كه هيچ چيز را به عنوان مطلق نپذيريم ، زير بار نرويم ؟ و اين است علم و تسليم در برابر واقعيت ؟ مطلب مهمتر اين است كه وقتى مىگوئيم : و جود مطلق . . . منظور اطلاق مفهومى نيست « 1 » بلكه سعه و احاطه و بى نهايتى منظور است يعنى همه جا حضور دارد و بر همه چيز سلطه و قاهريت دارد ، نه مثل انسانيت مطلقه كه يك مفهوم است . آن وقت چه چيز را انكار مىكنند ؟ احاطه و سلطه و قاهريت را ؟ ! 14 - از نظر روانى بشر در خود احساس وابستگى مىكند و بدون انس و وابستگى نمىتواند زنده بماند اگر انسانى از هر نظر تنها بماند و تنهائى را احساس كند ديگر زندگى برايش قابل تحمل نيست ، مهمترين علت

--> ( 1 ) - اگر اطلاق مفهومى منظور باشد كه اساسا اين دليل مبتنى بر قول رجل همدانى در بحث كليات مىشود و آن اشكالى دارد كه در كتاب « خدا در نهج البلاغه » توضيح داده‌ام ، و لذا گفته‌ايم كه نتيجه اين دليل به روشنى نشان مىدهد كه وجود يك حقيقت شخصى است و آن خداوند است ، اشياء ديگر همه ظهورات و تجليات او هستند ، و در ذات خود عدم مىباشند ، در ارتباط با او معنى پيدا مىكنند .