الشيخ محمد علي الگرامي القمي

43

مذهب (فارسى)

خودكشى در دنياى روز سرخوردگى عاطفى و احساس تنهائى است و اين قابل انكار نيست ، انسان دل دارد و دل بدون دلبر نمىتواند زندگى كند همانطور كه شكم بدون غذا از طرفى مىدانيم و هزاران بار تجربه كرده‌ايم كه اين موجودات مادى از انسان و غير انسان قابليت پر كردن خلاء روانى انسان را ندارند . دل را به كف هر كه نهم باز پس آرد * كس تاب نگهدارى ديوانه ندارد تقصير از شاعر استكه ارزش دل خود را ندانسته و به كف هر كسى سپرده است . غلبهء حس ظاهر بر انسان مادى كه گرفتار محيط است باعث شده كه در تعيين دلبر خويش دائما راه اشتباه پويد . گاهى در درهم و دينار و ريال و دلار ، و زمانى در جاه و مقام ، و گاهى در باغ و بوستان ، و زمانى در حيوان و انسان . و همواره سر خوردگى پيدا مىكند و گهگاه بيدار مىشود و باز هم گرفتار و باز هم دور و تسلسل براى انسان محيطى و زمينى . بدنامى حيات دو روزى نبود بيش * آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت يك روز صرف بسن دل شد به اين و آن * روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت