الشيخ محمد علي الگرامي القمي

19

مذهب (فارسى)

ولى قدرى فكر كنيد ، شما مىگوئيد : حركت ذاتى ماده ، يعنى ذات ماده به طورى كه علت مستقل و بدون نياز به خارج از خود براى حركتش كافى است ، احتياج داشتن به شرايط اين مطلب را نقض مىكند . ماده فقط استعداد حركت دارد و براى فعليت و تحقق يافتن حركت مزبور احتياج به عامل ديگر دارد . نگوئيد : « آخر شرايط هم ماده هستند ، آمادگى زمين و حرارت خورشيد و . . . هر چه باشند بالاخره از همين جهان طبيعتند احتياج به اينها دليل احيتاج به چيزى بيرون از طبيعت نيست . . . زيرا خواهيم گفت : اين مواد هر چند به هم مربوط و در يكديگر تاثير و تاثر دارند ولى به هر حال از يكديگر جدا بودند يك واحد شخصى نيستند . يعنى اين دانهء گندم با آن عنصر اكسيژن يك مادهء شخصى واحدى نيستند بلكه دو ماده هستند كه در هم اثراتى دارند ، پس در خارج هر چه داريم اين مواد خاص به نامهاى گندم و اكسيژن و . . . داريم چيز ديگرى جداى از اين اشياء ، به نام « ماده » نداريم كه موضوع حركت قرار گيرد . مىخواهم بگويم : ماده‌اى جدا از اين اشياء نداريم ، هر چه داريم همينها هستند و اينها هم محتاج يكديگرند و بنابراين حركت تكاملى نمىتواند ذاتى اينها باشد . همانطور كه گفتيم فقط استعداد حركت تكاملى در اين مواد مىباشد و