الشيخ محمد علي الگرامي القمي

20

مذهب (فارسى)

تحقيق كليات در خارج براى تحقق يافتن حركت و كمال آن نياز به عامل برونى دارند ، و اين عامل برونى تنها مواد ديگر نيستند زيرا آنهاهم محتاج يكديگر بوده خاصيت يك وجود ازلى و ضرورى را ندارند . وجود ازلى و حتمى وجودى است كه نيازى به غير نداشته باشد و گرنه حتمى و ضرورى نبوده فقط در صورت تحقق آن « غير » مىتواند باشد و « بودن » را به طور ضرورى داشته باشد . در فلسفه و منطق قديم بحثى دربارهء كليات داشتند كه آيا علاوه بر افراد در خارج خود كلى هم وجود دارد ؟ و چطور وجود دارد ؟ فى المثل علاوه بر حسن و حسين و تقى و اكبر و . . . اصل انسان هم در خارج ذهن به طور يك موجود مستقل از اين افراد و به صورت يك واحد خارجى وجود دارد ؟ البته گروه بسيارى از فلاسفه مىگفته‌اند : آرى ، علاوه بر افراد ، خود كلى هم در خارج ذهن وجود دارد ولى وجود كلى با وجود فرد متحد است ، ما كه حسن و حسين و . . داريم پس انسان هم داريم ليكن انسان با همان افراد وحدت وجودى دارد و به تعبير آنها كلى به عين وجود فرد موجود است . يعنى هر چند ما در ذهن خود تصورى از انسان كلى ( جداى از افراد ) ، داريم ليكن در خارج ذهن هر چه هست همين افرادند كه طبيعت كلى انسان را هم در خارج ، ضمن خود بلكه عين خود ، دارند . پس