الشيخ محمد علي الگرامي القمي
102
مذهب (فارسى)
از سباحه به معنى شناورى است و راغب هم در مفرداتش مىگويد : تسبيح تقديس و تنزيه خداوند است و اصل آن حركت سريع در عبادت خداوند است . . . در اين جهت كه ريشهء لغت در خود لغت همه جا منظور است يا نه ؟ كارى نداريم مىتوان گفت : اگر هم ريشهء لغت منظور نباشد ، تنزيه و تقديس يك حركت علمى و معنوى است و همهء موجودات اين گونه حركت معرفتى به سوى خداوند را دارند . آغاز و سرانجام جهان را اگر دقيق شويم خدا مىبينيم ، و نيز پيدا و نهان جهان را ، همه جا خداست و تجليات او ، همه وابستهء اويند و مستقل از او هيچ نيستند . به اندك التفاتى زنده دارد آفرينش را * اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها و للّه المشرق و المغرب فاينما تولوّا فثمّ وجه اللّه انّ اللّه واسع عليم . طلوع و غروب ( نور ، هستى ، پديدهها ، مكتبها . . . ) براى خدا است و بنابراين به هر كجا رو آوريد همانجا وجههء الهى است كه حتماً خداوند در مضيقه نيست و آگاه است . « 1 » انوار الهى همه جا را پر كرده و جائى و چيزى نيست كه با قطع ارتباط از خداوند ، بتواند باقى بماند ، همهء بدن و روح شخص كافر هم به اذن او به
--> ( 1 ) - سورهء بقره ، 115 .