الشيخ محمد علي الگرامي القمي
103
مذهب (فارسى)
كار ادامه مىدهد و او با از دست دادن شخصيت خود و عدم استقلال ذاتى در برابر محيط و غرائز ديگر نداى فطرت خويش و بانك دانه دانه ياختههاى خود را نمىشنود . اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد و ان من شىء الّا عندنا خزائنه و ما ننزّله الّا به قدر معلوم : هر چيزى منبع و اصلش نزد ماست و فقط به اندازه و نظم حساب شدهاى نازل مىكنيم . « 1 » كلّا نمد هولاء و هولاء من عطاء ربّك و ما كان عطاء ربّك محظوراً هر دو گروه ( دنياطلبان و عقبى خواهان ) را از اعطاى پروردگارت مدد مىدهيم و موهبت پروردگارت حدى ندارد . « 2 » همهء جهان ماده ممكن و محدود مىباشد كه از تجلى حضرت حق پديد آمده است ، اين نقصها و كاستيها كه در اين جهان مشاهد مىكنيم مربوط به ضعف قابليت اين پديدههااست كه به نظم معينى و متناسب با ظرفيت آنها از جهان غيب كمك مىگيرند ، اصل نعمتها و موهبتها بسيار وسيع و نامتناهى است ( كه از خداى نامتناهى نامتناهى صادر مىشود ) كه نزول و تقدر و پائين آمدنش از اوج لا يتناهى مربوط به
--> ( 1 ) - سورهء حجر ، 21 . ( 2 ) - سوره الاسرى ، 20 .