الشيخ محمد علي الگرامي القمي

55

لو لا على (ع) (فارسى)

است ، منتها مطلبى كه بايد به آن عنايت شود اين است كه منظور از اسم اعظم نه كلمه‌ى « الله » ؛ يعنى همزه و لام و . . . ، بلكه آن ذات است ، اما ذات در مقام صفات ، همان كه مىگويند : الجامع لجميع الصفات الكماليهء ، ذات در مقام صفات ، نه « هو » كه خود ذات است و اين كه مىگويند : على ( ع ) اسم اعظم داشته يا آصف بن برخيا يك حرف - از هفتاد و سه حرف از اسم اعظم را داشته و هفتاد و دو حرف را اهل بيت ( ع ) دارند ، منظوردرجات وصل به ذات مستجمع جميع صفات است نه نفس لفظ همزه و لام و . . . گرچه اينها هم در جاى خود صحيح است و مىرساند كه حروف هم جايگاه مهمى دارند . در كافى آمده « الف اشاره است به الله ، ب : بهاءالله ، س : سناءالله ، م : مجدالله » شايد حروف مقطعه هم همين باشد ، ما از عالم الفاظ غافليم ، به قدرى علوم متنوع در عالم حروف ، اعداد و حروف مقطعه هست ! ما اين مقدار كه درس مى خوانيم ؛ ادبيات و منطق و فقه و اصول و . . . ، به همين عالم قشر مشغوليم ، با آنجا خيلى ارتباط و ورودى نداريم و متأسفانه همين ها را هم وقتى مقدارى مىخوانيم ما را غرور مىگيرد ، درحالى كه « و ما اوتيتم من العلم الا قليلا » . اسم اعظم در عالم توصيفيات ، احتمالا « الله » مىباشد به معناى جامعيت آن ، و تجلّى آن را اهل