الشيخ محمد علي الگرامي القمي

47

لو لا على (ع) (فارسى)

را كه ذكر شد ندارند ، وجودات برزخى اينطور هستند . بعد از عالم وجودات برزخى خلقت عالم تكوين است كه به نظر فلاسفه‌ى قديم ، در عالم طبيعت هم ابتدا ، عالم افلاك است كه طبق نظر آنها اجسام لطيفه هستند ، بعد عالم زمين ؛ ولى حالا ثابت شده كه بين افلاك و زمين از اين جهت فرقى نيست ، بعد از اين تازه مىشود خالق مراحل قبل از انسان ، از جماد ، نبات و حيوان و بعد انسان . بنابراين در تجلى اسم خالق در يك فرد چون زيد بايد مدارج زيادى را در انسان طى كند تا برسد به خلقت زيد ، حالا ببينيد كه خالقيت حق نسبت به زيد يك اسم شخصى است ولى قبل از او فصولى دارد ، خالقيتش راجع به اين نوع انسان ؛ رومى و زنجى بعد خالقيتش راجع به اصل انسان ، خالقيتش راجع به اصل حيوان ، خالقيتش راجع به اصل جسم ، خالقيتش راجع به جوهر مادى ، خالقيتش نسبت به اصل جوهر ، - اعم از ماده و تجرد - ، تا برسد به خالقيت عقول محضه انوار ، و آنگاه وجود انبساطى ظلى ، پس يك اسم حضرت حق تا تحقق خارجى ، مراحل بسيار زيادى را بايد طى كند البته همه‌ى اينها از نظر مفعول است نه از نظر فاعل ؛ از نظر ذات باريتعالى . كه در آنجا نه سختى و آسانى است و نه معطلى ، ولى تحقق نزولى تجلى اسم ، اين شرايط را دارد تا مثلًا تجلى خالقيت در زيد تحقق يابد ، به هرحال هر پديده‌اى با