الشيخ محمد علي الگرامي القمي

18

لو لا على (ع) (فارسى)

ولى هم در مثل وهم درممثّل ، حرفهايى هست كه درخور دقت است ؛ در مورد آينه ، از مبهمات بزرگ - كه در كتابهاى فلسفه وعرفان احيانا مطرح است - اين است كه : اين عكسى كه درآينه مى بينيم كجاست ؟ در خود آينه كه چيزى نيست ، درخودمان هم كه مقابل آينه هستيم ، نيست ؛ چون خود ما ذوالعكس هستيم ، نه عكس ، و اگر در فضاى بين ما و آينه هست ، پس چرا ما آن را در فضا نمى بينيم ؟ ودرخود آينه هم نيست ، چون در شرايط ديگر ديده نمى شود ؛ همين كه با آينه مواجه مى شويم ، عكسى در آينه حادث مىشود ، حال ، درآينه چه طور حادث مىشود ؟ در خود آينه هست يا فقط شعاع برخورد نور اين را تجلى مىدهد ؟ اينها ، مسايلى است كه در خود اين مثل ؛ يعنى درباره‌ى آينه مطرح است . توسعه مفاهيم الفاظ درباره‌ى ممثل كه وجود لفظى است ، معمولا اين طور فكر مى كنند كه : وجود لفظى يك وجود ضعيفى است ؛ كارآن فقط حكايت است مثل آينه ، ولى بعضى از عرفا از جمله محيى الدين مى گويند : ما قبول نداريم كه وجود لفظ يك وجود ضعيفى است ، تمام عالم با لفظ درست شده است ؛ وقتى خداوند مى خواهد عالم را ايجاد كند ، مى فرمايد : « كن فيكون ؛ باش پس عالم هم مىشود . » ، پس