الشيخ محمد علي الگرامي القمي
55
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
للزمان والحركة ، تدريجة الوجود / هدف نزديك ، زمان و حركت تدريجى الوجود مىباشد » آمده است . « 1 » بسيارى از فلاسفه ، بحثى را درباره حركت « فلك » و عامل آن مطرح كردهاند ، مرحوم صدرا آن را به طبيعت و تجدد در ذات فلك مرتبط مىسازد و از همين طريق حركت جوهرى را اثبات مىكند . وى پس از نقل سخنانى چند از شيخ در تعليقات مىنويسد : « ان كل وضع من اوضاع الفلك طبيعى ، وكل اين من ايونه طبيعى ومع كونه طبيعياً ينتقل منه الى غيره فلا يستقيم ذلك الا بان يكون طبيعة الفلك امراً متجدد الذات ذا وحدة جمعية وكثرة اتصالية و كذا ما يقتضيه من الاوضاع والايون وسائر اللوازم ، وهذا وان لم يكن يذهب إليه الشيخ ومتابعوه إلّاانه الحق الذى لا محيص عنه : همهى اوضاع فلك طبيعى است و همينطور همهى مراتب « أين » فلك و با وجود طبيعى بودن آنها از هر مرتبه به مرتبه ديگر منتقل مىشود و اين ممكن نمىشود جز از اين راه كه طبيعت فلك را چيزى متجدد الذات و داراى وحدت جمعى و كثرت اتصالى بدانيم و همينطور در مورد حالات وضعى و مكانى و ساير لوازم فلك . و اين مطلب را گرچه شيخ - ابن سينا - و پيروانش قبول ندارند ، ليكن مطلب حقى است كه چارهاى از قبول آن نيست » . « 2 » بنابراين حركات در فلك ، قسرى نيست ، بلكه طبيعى است . اين كه حركت طبيعى است و از يك « اين » به اين ديگر و از يك وضع به وضع ديگر ، « وضع » و . . . تبديل مىشود در صورتى درست مىشود كه گفته
--> ( 1 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 118 - 124 ( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 121