الشيخ محمد علي الگرامي القمي

56

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)

شود در طبيعت فلك ( به تعبير قدما ) و يا در جوهر ماده طبيعت يك امر متجدد الذات وجود دارد كه داراى يك وحدت جمعى و كثرت اتصالى است و اين تبدلات هم منافاتى با طبيعى بودن آن ندارد . پس همين مطلب يكى از ادله حركت در جوهر ( يعنى اين كه اين امور همه مقتضياى ذات باشند ) است . از اين جهت كه اين حالات وضعى و اينى و . . . اگر طبيعى است بايد ذات فلك مقتضى اين‌ها باشد و در آن صورت بايد طبيعت ، حافظ هر درجه باشد نه اين كه آن را رها كرده به درجه‌ى ديگر برسد ، اگر حركت در اين مراتب قسرى بود قاعدتاً رها مىكرد ، ولى طبيعى است و رها مىكند پس راهى جز اين نيست كه بگوييم اين حركت ذاتى و جوهرى فلك مىباشد . دليل يازدهم مرحوم صدرالمتألهين در جلد پنجم اسفار ، از طريق كمال خواهى انسان و عالم آفرينش ، به نكته‌اى ديگر اشاره مىكند كه مرتبط با بحث حركت جوهرى است . وى ابتدا مىگويد : « ان ادارة الافلاك و تسيير الكواكب وجريان العالم على ما هو به إنما الغرض به ان يكون العالم كله خيراً وسعادة ، وان اصل الابداع والايجاد جود البارى ورحمته وايصال كل شىء إلى كماله ومنتهاه وتحريكه إلى غايته ومناه ، ابلاغ السافل إلى العالى وتصوير كل مادة بصورتها اللايقة بها وتصييرها افضل ما يتصور فى حقها . . . : گردش افلاك و حركت كواكب و جريان عالم ، طبق نظم خود همه براى اين است كه عالم همگى خير و سعادت باشد ، چنان كه اصل ايجاد هم جود و رحمت الهى و رساندن هر چيزى به كمال و غايت و تحرك به طرف هدفش كه