الشيخ محمد علي الگرامي القمي
38
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
روشن است كه علت اعمال ظاهرى در اجسام ، طبيعت جسم است و در موجودات جاندار ، « نفس » علت است . پس حتماً طبيعت و نفس ( در موجودات صاحب نفس ) حركت دارند ، حركت بالذات ؛ نه فقط حركات عارضى ، چون حركات عارضى معلول اند ، و طبيعت و نفس علت به شمار مىروند و هر علتى براى معلول متحرك بايد در ذاتش داراى حركت باشد ، و گرنه لازم مىآيد كه بين علت و معلول ، سنخيت نباشد ؛ در حالى كه اصل سنخيت بديهى است . با پذيرش بداهت اصل سنخيت بين علت و معلول ، علت حركت وضعى ، اينى ، كمى و كيفى هم بايد به گونهاى باشد كه در ذاتش تجدد و حركت باشد و اين همان حركت جوهرى است كه در علت وجود دارد . « 1 » اگر هم علت حركت عارضى يك حركت عارضى ديگر باشد نقل كلام در آن حركت مىشود كه علت آن چيست ؟ به هر حال بايد هر امر عارضى به يك امر ذاتى برگردد و گرنه سلسله علل تمام نمىشود و تسلسل لازم مىآيد . دليل دوم : حركات عارضى تابع جوهرند ! اگر حركات عارضى مورد قبول است ، بايد پذيرفت كه حركات عارضى تابع جوهرند ، چون وجود عرض به تبع وجود جوهر است . عرض داراى وجود لنفسه نيست ، بلكه وجودش لغيره است . پس خود وجود عرض در حقيقت براى جوهر است . بنابراين ، همان
--> ( 1 ) - ر . ك . اسفار ، فصل 24 - 25