الشيخ محمد علي الگرامي القمي

35

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)

اين بيان مرحوم صدرا ، مورد قبول مرحوم علامه طباطبايى قرار نمىگيرد و حق همين است ، زيرا در يك حركت ذاتى ممكن است حركتى فرعى عارض شود . خروج در خروج به معناى حركت در حركت است و يا حركت بر حركت ، حركت اصلى و حركت فرعى داريم . صدرالمتألهين همچنين مىفرمود : در مقوله « جده » ، حركت وجود ندارد ، براى اين كه گرچه در « جده » تغيير وجود دارد ، مثلًا شخصى لباسش را عوض مىكند ، و ليكن تغيير در « جده » تابع تغيير و حركت در خود شخص است و همين‌طور مقوله اضافه كه مرحوم صدرا در آن جا هم قائل به حركت نشد چون حركت در اضافه تابع متضايفان است . و ليكن مىتوان گفت به تبع حركت شخص ، حركت در جده مىشود و به تبع متضايفان حركت در اضافه تحقق پيدا مىكند . اين بود بحثى مختصر و كوتاه درباره‌ى تعريف حركت و موضوع حركت از نظر مقولات كه به عنوان مقدمه‌اى براى ورود در بحث حركت جوهرى عنوان كرديم ، اينك وارد بحث حركت در جوهر مىشويم . در اين بحث بايد تغيير در عالم طبيعت ( و به تعبير عرفا ، تجدد امثال در همه عالم هستى امكانى ) اثبات گردد و سپس بحث ارتباط ثابت با متغير مورد بررسى قرار گيرد . حركت جوهرى در غير مكاتيب فلسفى بحث حركت جوهرى ، بحثى نيست كه فقط در مباحث فلسفه جاى طرح آن باشد ، بلكه در مسائل عرفانى و روان‌شناسى نيز طرح آن ممكن است . علاوه بر آن ، در رواياتى هم كه از اهل بيت عليهم السلام