الشيخ محمد علي الگرامي القمي
25
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
بله ، اگر جوهر را به « الموجود لا فى موضوع » و نه « ماهيّة إذا وجدت . . . » معنا كرديم ، اطلاق جوهر بر خداوند مىشود ولى به هر حال حركت و استكمال در ذات بارى راه ندارد . و جوهر هم از اقسام وجود نيست ، جوهر ذات يك شىء است و وجود عارض بر ذات مىباشد . ما در اين بحث ، به لطف الهى ، ادله مخالفان و موافقان حركت جوهرى را مطرح كرده ، به ذكر بعضى از نصوصى كه از طريق پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است ، مىپردازيم و از آثار فلسفى ، اخلاقى و اجتماعى آن سخن خواهيم گفت . از جمله مسائلى كه در آينده بايد مطرح شود آن است كه آيا حركت جوهرى در عقول صعودى هم همانند عقول نزولى راه دارد يا نه ؟ آيا در عقل صعودى ، انسانهايى كه بر اثر حركت استكمالى به حد عقل مىرسند ، پس از وصول به حدّ عقل ، هم حركت جوهرى مطرح است ؟ و نيز آيا نفوسى كه از طبيعت و عالم ماده جدا مىشوند - پس از مرگ - ولى در مرحله « نفس » بودن باقى اند و به مرحله عقل نرسيدهاند ، داراى حركت جوهرى اند يا نه ؟ به عبارت ديگر : در عالم برزخ ، معاد ، بهشت و دوزخ . . . حركت استكمالى وجود دارد يا نه ؟ مطلب ديگر اين كه اين بحث آيانتايج اخلاقى واعتقادىرا دارديانه ؟ اين مباحث ، و موضوعات ديگرى كه متفرع بر آن است ، محورهاى بحث در حركت جوهرى را تشكيل مىدهند كه ان شاء اللَّه به طور مبسوط درباره آنها سخن خواهيم گفت .