الشيخ محمد علي الگرامي القمي

20

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)

مىنويسد : « ذهب الشيخ الاشعرى و من تبعه من محقّقى الاشاعرة إلى ان العرض لا يبقى زمانين ، فالاعراض جملتها غير باقية عندهم بل هى على التقضّى والتجدد ، يتقضّى واحد منها ويتجدد آخر مثله » ؛ « 1 » شيخ اشعرى و پيروان او از محققان اشاعره قائل‌اند كه عرض در دو زمان باقى نمىماند ، پس اعراض در نزد آنان بقا ندارد ، بلكه دائماً در تجدد و تقضى اند و هرگاه يكى از اعراض در زمانى متقضى شود ، عرض ديگرى همانند او موجود مىشود . علت اين كه متكلمان اين بحث را در اعراض مطرح كردند ، اين است كه آنان ملاك نياز معلول به علت را حدوث مىدانند و از طرفى جواهر را ثابت مىدانند و اگر اعراض هم ثابت باشند ، ملاكى براى نياز به علت وجود نخواهد داشت . پس معتقدند كه اعراض در دو زمان باقى نمىمانند و در هر لحظه حادث مىباشند ، و حدوث هم ملاك نياز به علت است « 2 » پس اعراض در همه حال نياز به علت دارند و از آن جا كه جواهر بدون اعراض نيستند ( و عرض هم كه آناً فآناً متبدل است ) پس جواهر هم به علت نياز دارند . اشكال : ممكن است بگوييد : اگر ملاك نياز به علت ، حدوث باشد و جواهر هم ثابت باشند ، جواهر چگونه به وجود آمده‌اند ؟ در حالى كه در ديدگاه متكلمان ، عالم ازلى نيست ، جواهر حادث‌اند و نياز به علت دارند . پس جواهر هم حادثند و هم ثابت !

--> ( 1 ) - ر . ك . شرح مواقف ( 2 ) - فلاسفه ، بر خلاف متكلمان ، معتقدند كه ملاك نياز به علت امكان است نه حدوث ، و وجودات ثابت و متغير ، از آن جا كه وجود امكانى اند ، نيازمند به علت هستند . و ثبات و تغيّر هيچ دخالتى در اين جهت ندارند