الشيخ محمد علي الگرامي القمي

17

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)

و مجرد - مطرح است ولى بحث حركت جوهرى اختصاص به موجودات جسمانى دارد و در مجردات - البته مجرد تام - حركت راه ندارد ، چون كه در عالم مجردات حالت منتظره وجود ندارد ، تا حركتى باشد و آن حالت منتظره واقع گردد ، مثلا ذات جبرئيل ناقص نبوده تا به واسطه مسافت و بعد زمانى كامل شود . گرچه ممكن است به خاطر اطاعت‌هاى بيش‌ترى كه صورت گرفته ، بر مقامات وى افزوده گردد ولى فقط احترام و تشريفات ظاهرى مىشود و گرنه به عنوان يك موجود مجرد ، نقصى نداشته تا با گذشت زمان و . . . كامل شود . البته در مقايسه‌ى با ذات الهى ناقص است ليكن نقصى قابل جبران ندارد تا با حركت استكمال كند ، هرچه دارد از اول تا ابد به همان‌طور دارد . البته در كلمات صدرالمتألهين ، حركت بعد از مرگ هم تصوير شده است . بنابراين ، مقصود از « ماده » فقط ماده طبيعت اين عالم نيست بلكه ماده يعنى موجوداتى كه جهت قابله و امكان حركت استكمالى در آن‌ها هست ، چه ماده طبيعت جسمى اين عالم باشد و چه ماده غير طبيعت اين عالم مثل جسم برزخى . « 1 » سوم تجدد امثال ، اختصاصى به عرض و يا جوهر ندارد و ترتيبى هم بين آن دو نيست بلكه هر دو به طور يك نواخت مشمول اين بحث عرفانى مىشوند : « نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ عَلَى

--> ( 1 ) - واضح است كه نفس بر خلاف عقل ، داراى يك نوع حركت استكمالى است ، لذا شايد در جهنم جهت استكمالى باشد به اين معنا كه عده‌اى با سوختن پاك شده ، كامل مىشوند و يا به كمال نزديك مىشوند و پس از آن ، از جهنم بيرون آمده وارد بهشت مىشوند . عده‌اى هم رشد در جهت استعدادى خود نموده عاقبت « گرگ زاده گرگ شود » به كمال حيوانى خود مىرسند . و ديگر سنخيت با بهشت ندارند