الشيخ محمد علي الگرامي القمي
18
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
أَن نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِأَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ » « 1 » : « ما در ميان شما مرگ را مقدر ساختيم و هرگز عاجز نيستيم كه گروهى را به جاى گروه ديگرى بياوريم و شما را در جهانى كه نمىدانيد آفرينش تازهاى بخشيم » ! در حركت صدرايى ، حركت از جوهر شروع مىشود و سپس به عرض سرايت مىكند . از ديدگاه صدرا ، عوارض تابع جواهرند و حركت از جوهر شروع شده به عرض انتقال پيدا مىكند . پس حركت عرض و جوهر يكنواخت و در عرض هم نمىباشند . چهارم از ديدگاه صدرالمتألهين ، طبيعت عالم دو جنبه دارد : الف : اصل وجود اين طبيعت و عالم ماده . ب : تجدد وجود . وى معتقد است كه اصل وجود مجعول است ، ولى تجدد وجود مجعول نيست . خدا جاعل الوجود است ولى تجدد ذاتى شىء است « والتجدد ذاتى للشّىء » مانند زوجيت براى اربعه كه ذاتى آن است . پس تجدد محتاج به جعل نيست ، وجود مجعول خود ذاتاً تجدد دارد . ولى عرفا مىگويند : خدا فاعل التبديل و مبدل است و تبديل ، افاضه وجود است و در هر لحظه اين فيض انجام مىشود ، يك وجود رفته و وجودى ديگر به جاى آن مىنشيند ، بحث جوهر و عرض مطرح نيست . آنان در هيچ جا ، اين بحث را مخصوص به عالم طبيعت هم ندانستهاند ، و گرچه بعضىها به « حركت آب در جوى » و مانند آن مثال ذكر كردهاند ؛ ولى تعبيرهاى علمى آنان عام و كلى است مانند : هر نفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مىرسد * مستمرى مىنمايد در جسد
--> ( 1 ) - واقعه / 60 - 61 .