الشيخ محمد علي الگرامي القمي
41
نگاهى به بردگى (فارسى)
انسانى به فعاليت مىافتد ) در بسيارى جنگها پيروز مىشود ، پيروزى به فرار عدّهاى و تسليم عدّهاى و اسارت عدّهاى مىانجامد شما مىگوئيد اين اسيران دشمن را چه كند ؟ آزاد كند تا دو مرتبه به نيروى دشمن بپيوندند و جنگ تازهاى عليه مكتب انقلابى اسلام به راه اندازند ؟ و بالنّتيجه يا اسلام عقبنشينى كرده گوشهاى بنشيند ( كه اشكالتراشان غرب همان را مىخواهند ) و يا همهروزه خونريزى و جنگ باشد ؟ ! و يا بكشد تا خاطرش آسوده باشد ؟ ! اين راه موافق با روح تنبلى و ضعف از طرفى ( تا ادارهء آنها و بررسى افكار و كردار آنها و مانند آن بار سنگينى به دوش دولت اسلام نباشد ) و با روح سفاكى و بىرحمى و خونريزى از طرف ديگر است . و يا آنها را در اجتماع اسلامى منحل كند تا هم ترتيب شوند و هم مشكلات متراكم در محيطى خاص به وجود نيايد ؟ چه كند ؟ و كدام راه را انتخاب كند ؟ مسئلهء سياه و سفيد نيست ، سخن از استعمار نژادى نيست ، بحث در سپردن كارهاى سنگين به بردگان نيست ، گفتگو از اختصاص آزادگان به علم نيست ، صحبت جنگ است جنگ . . . جنگ ، سياه و سفيد و نژاد نمىشناسد . در اسلام سياهان به مقامات بالا مىرسيدند . بلال سياه زنگى مؤذّن