الشيخ محمد علي الگرامي القمي

17

نگاهى به بردگى (فارسى)

دربارهء اين چنين محيط پيامبر ( ص ) فرمود : زمانى خواهد آمد كه مردم گرگانند و هركه گرگ نباشد گرگانش بدرند « 1 » براى رفع اين آقاهاى نامشروع نه نحو به كار آيد و نه صرف ، نه منطق ، نه معانى ، نه بيان . . . بلكه : « و اعدوّا لهم ما استطعتم من قوّة . . . » « 2 » علم و استعمار تدريجا برده به فكر مىافتد : تا كى ستم ؟ ! تا كى زير بار ديگرى ؟ ! اين چه زندگى است ! ؟ زندگى كردن من مردن تدريجى بود * آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم بايد از زير بار استثمار خلاص شده ! من با اين آقا چه فرق دارم ؟ ! هرچه فكر مىكنم او يك موجود آسمانى برتر و من يك موجود پست زمينى نيستم . . . اينجا است كه بايد علم به ميدان بيايد و وظيفهء استعمارى خود را انجام دهد كه خدا مىداند : علم ، اين فرشتهء آسمانى احيانا چه

--> ( 1 ) - يأتى على النّاس زمان يكون الناّس فى ذئابا فمن لم يكن ذئبا اكلته الذئاب . سفينة البحار ، « ذئب » . ( 2 ) - هرچه مىتوانيد در برابرشان نيرو آماده كنيد . . . قرآن كريم آيه 60 ، سورهء توبه .