الشيخ محمد علي الگرامي القمي
460
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
مسئله 2634 - كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ، ولى اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و قصد انشاء بنمايد و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مىتواند عقد را بخواند . مسئله 2635 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم و آن را اجازه نمايند عقد صحيح است . مسئله 2636 - اگر زن و مرد ، يا يكى از آن دو را به ازدواج و خواندن عقد مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم و آن را اجازه نمايند عقد صحيح است ، و همچنين است اگر عقد ازدواج را به وكالت اجبارى از طرف آنان خوانده باشند . ولى احتياط مستحب آن است كه صيغه را دوباره بخوانند . مسئله 2637 - پدر و جد پدرى مىتوانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند ، و بنابر احتياط واجب بايد ازدواج به مصلحت نابالغ يا ديوانه باشد ، و در اين جهت عقد دائم و غير دائم تفاوت ندارد ، و بعد از آنكه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد ، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند با رعايت مصلحت او بوده نمىتواند آن را به هم بزند ، و اگر به ضرر او و با توجّه ولى به ضرر بوده مىتواند آن را به هم بزند ، و اگر در نظر ولى نه مصلحت داشته و نه مفسده بنابر احتياط واجب دوباره عقد را بخوانند . مسئله 2638 - دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است ، يعنى مصلحت خود را به خوبى تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند - عقد دائم يا موقت ، چنانچه با كره باشد ، بنابر احتياط از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد . ولى اقوى اين است كه اين اجازه شرط صحّت عقد نيست و اگر بدون اذن و اجازه هم انجام شود « 1 » عقد صحيح است گرچه اگر خلاف دستور پدر عمل كند و موجب آزار پدر شود كار حرامى كرده و اگر به عقوق و جدائى از پدر و مادر بيانجامد حرام بزرگى مىباشد و همچنين حرام است اگر به واسطه آداب و فرهنگ جامعه و يا هر جهت ديگر عقد بدون اجازه پدر موجب توهين شخص و يا مذهب شود و از همين باب است سفارش اينكه در عقد موقت مراقبت شود كه بكارت از بين نرود بطورى كه در روايت وارد شده است ليكن به هر حال عقد صحيح مىباشد و اگر
--> ( 1 ) 1 - مشهور فقهاء سابق نيز همين عقيده را داشتهاند ، در اين اواخر هم فقهايى چون مرحوم ميرزاى قمى ، مرحوم نائينى ، سيد اصفهانى ، آقا ضياءعراقى ، آقا سيد عبد الهادى شيرازى ، مرحوم شاهرودى و آقاى نجفى مرعشى و . . . همين عقيده را داشتند .