الشيخ محمد علي الگرامي القمي
402
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
احكام صلح مسئله 2356 - صلح آن است كه انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند ، يا از طلب ، يا حق خود بگذرد كه او هم در عوض ، مقدارى از مال ، يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد ، يا از طلب ، يا حقى كه دارد بگذرد ، بلكه اگر بدون آنكه عوض بگيرد مقدارى از مال ، يا منفعت مال خود را به كسى واگذار كند و طرف هم قبول كند باز هم صلح صحيح است . و همچنين است اگر به عنوان صلح از طلب يا حق خود بگذرد و طرف را برىءالذمه كند و طرف هم قبول كند كه سكوت نمايد و اگر حقى دارد نزاع نكند . مسئله 2357 - دو نفرى كه چيزى را به يكديگر صلح مىكنند ، بايد بالغ و عاقل باشند و سفيه نباشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند ، و حاكم شرع هم آنان را از تصرّف در اموالشان جلوگيرى نكرده باشد . مسئله 2358 - لازم نيست صيغه صلح به عربى خوانده شود ، بلكه با هر لفظى كه بفهماند با هم صلح و سازش كردهاند صحيح است . بلكه با هر وسيلهاى كه انشاء صلح شود هر چند غير لفظ مثل نوشته نيز صحيح مىباشد . مسئله 2359 - اگر كسى با چوپان مصالحه كند كه گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد كه مثلًا يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد و مقدارى روغن بدهد ، حتى اگر روغن مقيد به روغن اين گوسفندها باشد ، صلح صحيح است ، ولى اگر گوسفند را يك ساله به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض ، مقدارى روغن بدهد