الشيخ محمد علي الگرامي القمي

40

خدا در نهج البلاغه (فارسى)

شعور ، اراده و هدف بهره‌مند است ؟ اين تذكار ازآن‌روى لازم مىنمايد كه اختلاف انسانهاى مذهبى و غير مذهبى ، در مسألهء « حكومت اراده و شعور و هدف » بر جهان است و انسان غيرى كه از اين مسأله اعراض مىكند ، مىخواهد از مسئوليّت و تكاليف تعيين شده از سوى شعور حاكم بر جهان برهد . امّا در شعورمندى آفريدگار هستى هيچ ترديدى روا نيست ، زيرا « حدوث » بر « وابستگى » رهنماست و كسى را نمىتوان يافت كه بر عاملى فراجهانى يا عاملى برون از جهان باور داشته باشد امّا علم ، شعور و آگاهى را از او بازستاند . از سويى ديگر ، همان‌طور كه گفتيم نظم جهان ، شعور آن را به اثبات مىرساند . 2 ) از دو راه مىتوان به مسئله حدوث پرداخت : گاه به تك‌تك اجزاى جهان مىنگريم و حدوث آن را درمىيابيم و گاه به مجموعهء جهان ، به عنوان يك پديدهء داراى پيكر واحد ، نظر مىكنيم و از تغيير و دگرگونى اين مجموعهء واحد به كشف حدوث آن نايل مىشويم و بر نظريّهء معلوليت اين آفرينش يكپارچه و نيازمندى آن به علّت دست مىيابيم . انديشيدن درباره حدوث كليّت جهان و اثبات آفريدگار آن ، راهى نزديك‌تر پيش روى ماست ، زيرا راه نخست ، يعنى مطالعهء تك‌تك اجزاى جهان ، مقدّمهء ديگرى نيز مىطلبد تا نظريهء مادّيين را ، كه حدوث هر جزء جهان را به جزء پيشين مستند مىكند ، ابطال نمايد . مقدّمه‌اى كه بايد به راه اوّل افزود آن است كه اجزاى پيشين نمىتواند علت اجزاى بعدى جهان