عز الدين حسينى زنجانى
89
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
محفوظ مىباشد . تمام اين عالم نور است زيرا از روشنايى الهى سرچشمه مىگيرد . روى همين اساس است كه تمامى اشيا را در عين اين كه در ديگرى است مىبينى و همه در هم پيوسته . يك پديده ، نمايندهء تمام موجودات ، و همهء موجودات نمايندهء يك پديده مىباشند . « 1 » افلاطون مىگويد : فرض كنيم عدهاى را از ابتداى كودكى در غارى حبس كرده باشند و آنها روبه روى ديوارى از ديوارهاى غار باشند و پشت سر آنها ديوارى باشد و از همه جا روزنهاى به بيرون غار باشد كه آفتاب از جلوى آن غار عبور نمايد و سايهء آن افراد به ديوار مقابل ديدگان محبوسين بيفتد . اين زندانيان به كلى از بيرون بىخبرند و نمىدانند بيرونى هم هست كه اصل و حقيقت در آنجاست و اين صورتها سايهء آنهاست كه در اثر تابش اجمالى نور پيدا شده ؛ زيرا از اوّل عمر در آن غار حبس بودهاند و چارهاى جز اين كه آن سايهها را حقيقت پندارند ، نيست . غافل از اين كه تمام اين سايهها كه بر ديوار مقابل مىبينند بيش از نمودى از موجودات واقعى در بيرون غار نيست . ارتباط افراد داخل غار با عالم خارج فقط به تدريج انجام مىگيرد كه به زندگى محدود خويش معتقد نباشند كه از آن به « شرح صدر » تعبير مىشود و در آينده در مورد آن بحث خواهد شد . در تفسير آيهء « فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ » از رسول اكرم صلى الله عليه و آله سؤال شد كه شرح صدر چيست ؟ فرمود : نُورٌ يَدخُلُ في القَلبِ فَيَنفَسِحُ وَ يَنْشَرحُ بِذلك . قيل : هَل لِذلِك عَلامةٌ يُعرَفُ بِها ؟ قَالَ : نَعَم ، التَّجافِي عَن دارِ الغُرُورِ وَ الإنابَةِ إلى دَارِ الخُلُودِ و الاستِعداد لِلمَوتِ ؛ شرح صدر نورى است كه بر قلب وارد مىشود و در اثر آن قلب وسعت يافته و شكافته مىشود . سؤال شد : يا رسول الله صلى الله عليه و آله آيا آن نور نشانهاى دارد كه شناخته شود ؟ فرمود : آرى ، كنده شدن دل از اين سراى فريبنده و روآوردن به سراى ابديت و آمادگى براى مرگ . مرغ بر بالاپران و سايهاش * مىدود بر خاك پرّان ، مرغ وش
--> ( 1 ) . كتاب اثولوجيا در حاشيهء قبسات .