عز الدين حسينى زنجانى

60

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

زيارت جامعه مىفرمايد : و ذلَّ كلُّ شيء لَكم ؛ همه چيز در مقابل شما خاضع است . پس با دردست داشتن اين مدارك عقلى و نقلى سزاوار نيست اشخاصى كه تحصيلات متعارفى دارند در اين موضوع قلم فرسايى نمايند ؛ يا اين كه نوابغ بشر به عجز از درك مقامات اين بزرگواران اعتراف دارند . شيخ الرئيس مىگويد : پيش مردم ، ساده لوح كسى است كه آنچه را شنيد باور كند ؛ و نزد من ساده‌تر از او كسى است كه آنچه را از مقامات اين بلند پايگان بشريت شنيد انكار نمايد . « 1 » بنابراين بايد به دستور ائمه عليهم السلام رفتار نمود كه فرمودند : هرچه را از مقامات ما شنيديد و در قلب خود ياراى تحمل آن را ديديد بپذيريد ؛ و گرنه در مقام انكار بر نياييد . ابن‌ابىالحديد معتزلى نيز مىگويد : حكما و فلاسفه در مقابل افرادى كه مظهر اسماى الهىاند و فرشتگان در برابر آنان سجده مىكنند چه مقامى دارند ؟ اى ارسطو و افلاطون ! شما كجا و درك حقيقت مقام اين بلند پايگان ؟ ! در روايت مفصل در كافى و در عيون اخبار الرضا از عبدالعزيز مسلم از حضرت ثامن الأئمه عليه السلام روايت كرده است كه مىفرمايند : هرگز ! هرگز ! عقل‌ها گمراه ، افكار دچار ضلالت ، عقل‌ها سرگشته ، چشم‌ها خيره ، بزرگان احساس كوچكى مىكنند ، حكما متحير ، صاحبان حلم و خطبا و شعرا و اديبان و صاحبان بلاغت عاجزند و نمىتوانند شأنى از شؤون امام عليه السلام و يا فضيلتى از فضائل او را توصيف كنند ، و به عجز خود اعتراف مىكنند . چرا اين‌گونه نباشد ؟ چه اين كه امامت هم‌چون ستاره است كه از دسترس جويندگان و توصيف كنندگان دور است . « 2 »

--> ( 1 ) . اشارات ، ج 3 ، ص 418 . ( 2 ) . هيهات ، هيهات ، ضلّتِ العقولُ ، و تاهتِ الحلومُ ، و حارتِ الألبابُ ، و خسأَت العيون ، و تَصاغَرت العظماء ، و تحيَّرت الحكماء ، و تقاصَرَت الحلماءُ ، و حَصرَت الخطباءُ ، و جهلتِ الألبابُ ، و كلّت الشعراءُ ، و عَجزتِ الأدباء ، و عَييت البلغاءُ عن وصْف شأنٍ من شأنِهِ أو فضيلةٍ من فضائِلهِ و أقرّتْ بالعجزِ و التقصير كيف ؟ و أنّى و هو بحيث النجم من يد المتناولين و وصف الواصفين .