عز الدين حسينى زنجانى
45
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
ماهيت و كاشف از جمال و جلال الهى مىباشد . پس مثلًا ماهيت اين ستارگان شب افروز با وجودات خاص خود و به اندازهء مرتبه و برخوردارى از هستى ، حاكى از جمال بارى متعال است . زيرا فرض آن است كه ماهيت در مرتبهء ذات ، داراى چيزى جز ذات و ذاتيات نيست و نمودى بيش نيست بدين نحو هستى خورشيد و ساير موجودات است كه حكايت از كمال مطلق دارد . در اين تفسير ، اصل معناى تسبيح محفوظ مانده و همچون تفسير متكلمين مسخ نشده است . بنابر توجيه حكما هر موجودى علاوه بر اين كه به جهت امكان و يا حدوث از مبدأ متعال حكايت دارد ، حاكى از جهت كمالى و جمالىِ ذات احديت نيز مىباشد . بعضى ديگر از محققين حكما گفتهاند كه حقيقت هستى عين علم و اراده و قدرت و حيات است . به اين معنا كه همهء اين مفاهيم در حقيقت وجود ، وجودى احدى ( يكتايى ) بوده و به يك وجود موجودند . اين مفاهيم اگر چه در عالم ذهن از هم جدا هستند ولى در حقيقت و خارج به يك وجود واحد موجودند و هر جا وجودهستى هست همه اين مفاهيم موجودند ؛ نهايت اين كه ظهور و بروز آنها از جهت شدت و ضعف وجود ، فرق مىكند . مثلًا اگر وجودى مانند وجود ماده ، ضعيف و آميخته به عدم و ظلمت گرديد ، علم و قدرت ، در آن ظاهر نمىشود و آثار نيستى و ضعف بر آن غلبه دارد . اگر به سرچشمهء وجود نزديك شد همه آن مفاهيم ديگر نيز غلبه پيدا مىكنند . بنابراين هر موجودى به هر اندازه كه از وجود بهرهمند است از شعور و ادراك نيز برخوردار است . زيرا وجود ، عين شعوراست و تفاوت در مفهوم است . پس شايسته است كه بگوييم : جملهء اجزاى عالم در نهان * با تو مىگويند روزان و شبان ما سميعيم و بصير و باهوشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم رسيدن به اين معنا بستگى دارد به اين كه انسان درك كند خود هستى بالطبع مصداق همهء كمالات است و اين چنين دركى براى افراد نادرى ممكن است . بنابراين مىفرمايد : « وَإِنْ مِنْ شَىءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ؛ « 1 » هيچچيزى نيست مگر اينكه
--> ( 1 ) . اسراء ( 7 ) آيهء 44 .