عز الدين حسينى زنجانى
110
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
وجود از زمين و آسمان و عجايبى كه در آنها نهاده شده را نظاره كنند . البته هر سؤال و درخواستى را همهء گوشها نمىشنود : مگر كه نغمه سرايان عشق خاموشند * كه نغمه نازك ، اصحاب پنبه در گوشند سيد بن طاوس در كتاب فلاح السائل از يكى از بزرگان اصحاب امير المؤمنين عليه السلام نقل مىكند : حضرت را در سحرگاه ديدم كه تكيه به ديوار مسجد كوفه كرده و غرق تماشاى آسمان و ستارگان است . گويى با همهء وجود ، غرق در درياى هستى و عجايب آسمان گرديده است . چنان غرق بود كه متوجه من نشد و شنيدم زير لب مىگويد : « إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِى الأَلْبابِ » « 1 » و با زبان حال مىگفت : جانا بام زندانت چنين است * كه گويى چون نگارستان چين است ندانم بام ايوانت چه سان است * كه زندان بام همچون بوستان است عطر دلاويز گلها و رنگآميزى آنها درخواست بويايى است . اين همه نعمت او نقشهاى عجب بر در و ديوارِ وجود ، درخواست درك و پيوستگى به اصل و منبع آنهاست . خيز تا بر كلك اين نقاش جان افشان كنيم * كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت آنگاه شگفتى و تحسين و لبريز شدن از ذوق و درك زيبايىها و نعمتها روح حمد است كه در پاسخ پرسش در و ديوار وجود قرار گيرد . پس معناى « استحمد » عبارت است از جمال آفرينش كه سرتاسر عالم را فرا گرفته و خود ، طلبِ حمد از نقاش ازلى است نسبت به ذات بىهمتاى خود كه در پايان ، انسان را از تنگناى وجود خويش بيرون برده و به اصل خوبىها رهنمون مىگردد . خلاصه ، با نمايش اين همه نعمتها و عجايب خارج از حد و حصر خداى جهان خواستار ستايش گرديده است . اين غريزه در باطن آدمى هست . قرآن و انبيا عليهم السلام دست بشر را گرفته با كمال آرامش و مهربانى و لطف خاص ، آنها
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 190 .