عز الدين حسينى زنجانى

90

معيار شرك در قرآن (فارسى)

اى آن كه ادعاى مرتبت نبوّت دارى ! مرده‌اى براى من زنده كن ، يا از اين گِل‌مخلوقى درست كن ، يا از بلاى پيسى يا كورى را شفا بده ، آيا مىتوان گفت اين شخص نسبت به پروردگار خود با اين درخواستش از حضرت عيسىعليه السلام دربارهء شفا دادن و مرده زنده كردن ، شرك ورزيده است ؟ و چنين استدلال كنيم كه خالقى ، حيات بخشى ، شفا دهنده‌اى جز خداوند سبحان وجود ندارد ؟ هرگز و به هيچ وجه . قطعاً حضرت مسيح‌عليه السلام براى اين كه هيچ‌گونه توهّم شركى در ميان نباشد ، پس از آن كه فقرات كار خود را فرموده بلافاصله اذن و رخصت از جانب پروردگار را - همان‌گونه كه خود خداوند در قرآن آورده - ذكر و يادآورى مىكند و به عنوان پاسخ حاضر و آماده مىفرمايد : « أَنّى قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِىءُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِى المَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ » ؛ « 1 » من نشانه‌اى از طرف پروردگار شما برايتان آورده‌ام ؛ من از گِل چيزى به شكل پرنده مىسازم و سپس در آن مىدمم و به اذن و فرمان خدا پرنده‌اى مىگردد ، و كور مادرزاد و مبتلايان به مرض پيسى را بهبودى مىبخشم و مردگان را نيز به اذن خداوند زنده مىكنم . به طور خلاصه ، اسباب و وسايل در عالم هستى مجارى ( محل عبور ) فيض خداوند سبحان هستند و سنّت الهى بر اين قرار گرفته كه وسايل همراه و به دنبال اسباب خاص قرار گيرند و چنين است كه پيامبران و

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 49 .