عز الدين حسينى زنجانى

91

معيار شرك در قرآن (فارسى)

اولياى خداوند نيز در حدّ امكانات ويژه‌اى كه دارند و غير آنها از انجام آنهاعاجز مىباشند ، مجارى فيض خداوند مىباشند تا بدين ترتيب حجّت خدا بر بندگان تمام شود ؛ و همانطور كه تسبيب اسباب در اوّلى ( توسّل به اسباب در عالم ) به طور قطع شرك نيست ؛ زيرا به مخلوق خداوند متعال متوسّل مىشوند تا سبب كوچكى محسوب شود ، همين طور ، استعانت و استمداد از مجارى فيض الهى ( انبيا و اوليا ) نيز شرك نخواهد بود و بدين ترتيب تقاضاى كفايت امور و يارى جستن در زبان دعا كننده در دعاى فرج ( مسئلت براى گشايش در امور ) كه مخاطب وى پيامبر عظيم‌الشأن و اوصياى اويند و دعاكننده مىخواند : « اكفياني وَ انصراني » شركى به بار نمىآورد . آن‌چه از زيارت‌ها و دعا كه در نوشته‌هاى شيعهء اماميه آمده ناظر بر اين است : شكّى نمىتوان كرد كه در توسّل به ذوات مقدّسهء ائمهء اطهار و طلب كمك كردن و پناه جستن به طور تواتر معنوى آمده است كه از مجموع آنها جواز طلبِ رفعِ مشكلات و كفايت خواستن و پناه جستن در صورت‌هاى گوناگون ، از خود آنها به طريق واسطه‌ها نقل شده است . و اين دعاها با سندهاى مورد اطمينان از مؤلفات شيخ الطائفه و سيّد ابن‌طاووس و كفعمى و ديگران از بزرگان اماميّه مانند محمد باقر مجلسى - رضوان اللَّه عليهم - روايت شده است و ما نيز طريق و راه آنها را در پيش گرفته‌ايم . اينك نمونه‌اى از آن‌چه در كتاب كافى روايت شده كه بعد از نماز خوانده مىشود مىآوريم :