عز الدين حسينى زنجانى

89

معيار شرك در قرآن (فارسى)

فرموده است ، در حالى كه چنين نيست و خداوند در عالم هستى اسباب ووسايل قرار داده است . هر اثر و عملى از هر مؤثّر و عامل ، در حقيقت از خداوند متعال است منتها با افاضهء فيض از جانب او . پس او كنندهء كار است و همهء وجود از اوست همان‌گونه كه وسيله و سبب نيز عمل كننده است در آن مقدار از وجود و افاضه ، هر اثر از هر مؤثر و هر نشانى از نشان دهنده در طول اثر خداوند تعالى مىباشد ولو به ظاهر كار را به كننده و مؤثّر نسبت بدهيم . نتيجه : همان‌گونه كه وسيله قرار دادن اسباب در عالم هستى و توسّل به آنها براى نيل به مقاصد ، با در نظر داشتن اين كه آن اسباب و وسايل در نظام هستى براى اين منظور قرار داده شده است ، به نظر منافى و مخالف توحيد الهى تصوّر نمىگردد ، همين طور ، كسانى كه خداوند آنها را واسطهء فيض خود قرار داده هيچ‌گونه منافات و مخالفتى با مسائل طلب كفايت كردن ( استكفاء ) و يارى خواستن ( استنصار ) و پناه جستن ( استغاثه ) ندارد ، زيرا اين اشخاص را خداوند نيرويى عطا فرموده كه خارج و بيش از قدرت‌هايى است كه با اسباب ظاهرى در عالم هستى وجود دارد و اعمال اين قدرت منافاتى و ناهم‌آهنگى با توحيد الهى ندارد . حال اگر شخص مبتلا به بيمارى كورى يا برص « 1 » شنيد كه حضرت عيسى بن مريم عليهما السلام ادّعاى پيامبرى از سوى خدا كرده و مرده را زنده مىكند و بيماران مبتلا به برص و كورى را شفا مىدهد ، نزد او برود و به او بگويد :

--> ( 1 ) . نام بيمارى پوستى است كه با سفيد شدن قسمتى از پوست بدن و پر رنگ شدن اطراف‌آن مشخص مىشود و به آن پيسى يا لك و پيس مىگويند .