عز الدين حسينى زنجانى
88
معيار شرك در قرآن (فارسى)
به عمل آوريم به همين نتيجه خواهيم رسيد كه مشركان ( بتپرستان ) نيز از آن چيزى كه به حال آنها نه سودى داشت و نه زيانى مىرساند يارى مىطلبيدند و اجازه و اذنى از جانب خدا براى آنها و شركاىشان صادر نشده بود . اين وضع كجا و يارى و كفايت طلبيدن از كسانى كه به دليل عهد نبوّت و وصايت خداوند به ايشان اذن و كرامت و برترى بىاندازه بخشيده كجا ؟ اگر ظاهر آيات را به طور مطلق درنظر بگيريم كه مطلقاً دلالت بر نفى كمك و كفايت خواستن از غير خدا حتّى نفى آنچه خداوند - تبارك و تعالى - از قدرت و كفايت - كه قواى طبيعى هستند - در آنها قرار داده است مىكنند با مسئله توسّل به وسائط و اسباب در دنيا مخالف و مستلزم شرك ، - همانگونه كه دانستيد - خواهد بود . زيرا اقتضاى حصر و محدود كردن و يارى از جانب خداوند ( بدين معنا كه از هيچ كس جز او كمك و مساعدت خواسته نشود ) اين خواهد بود كه تمام اسباب ظاهرى در جهان هستى كنار گذارده شود . براى مثال ، چنين خواهد بود كه ما با اتكا به قول خداوند در قرآن مجيد كه مىفرمايد : « أَفَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ ، أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ » . « 1 » بگوييم زارع خداوند است ، پس كشت و زرع و آماده كردن زمين را براى روياندن ترك كنيم ، در اين صورت نتيجه اين خواهد بود كه ، خداوند متعال كشت و زرع را از مردم سلب كرده و منحصر در ذات مقدّس خود
--> ( 1 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 64 ، « آيا هيچ دربارهء آنچه كشت مىكنيد انديشيدهايد ؟ آيا شما آن رامىرويانيد يا ما مىرويانيم ؟ » .