عز الدين حسينى زنجانى
78
معيار شرك در قرآن (فارسى)
دو صورت ، توجّه به چيزى از قدرت است كه به وى داده شده ، نه به قدرت ديگرى غير خداوند ، يا جز از او با تعبيرهاى گوناگونى از قدرت كه در قرآن آمده است . 2 . « فَأَصْبَحَ فِى المَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ فَإِذا الَّذِى اسْتَنْصَرَهُ بِالأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِىٌّ مُبِينٌ » ؛ « 1 » موسى در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهاى ( و جستوجوى خبرى ) ناگهان ديد همان كسى كه ديروز از او يارى طلبيده بود فرياد مىزند و از او كمك مىخواهد . موسى به او گفت : تو آشكارا انسان گمراهى هستى . يعنى ، حضرت موسىعليه السلام در روز دوم چون قبطى را به قتل رسانده بود ترسناك و منتظر حوادث و تشكيل جلسهاى دربارهء خود بود ، ناگهان مرد اسرائيلى را كه روز گذشته نجات داده و مرد قبطى را به خاطر او كشته بود ديد دوباره از او داد خواهى مىكند و دربارهء مرد قبطى ديگرى كه با او مىستيزد كمك و يارى مىجويد . موسىعليه السلام به او گفت : « تو آشكارا در ضلالت و گمراهى هستى » ، يا پشتيبان ضلالتى ؛ زيرا كه ديروز با مردى دشمنى و ستيز مىكردى و امروز با شخص ديگر چنين مىكنى ؛ ستيز با فرعونيان كه جمعيت بسيارى دارند و اسرائيليان كه اندكند . آنچه طلب مىكنى در راه خطا و گمراهى افتادهاى و از راه درست براى رسيدن به هدف خود برگشتهاى .
--> ( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 18 .