عز الدين حسينى زنجانى
77
معيار شرك در قرآن (فارسى)
هر كدام باشد زمانى خواهد بود كه مردم سرگرم و غافل از آنچه در كوچه و بازار مىگذرد ، بودند ؛ دو مرد را ديد كه با هم نزاع مىكنند : يكى از طرفداران او ( اسرائيلى ) و ديگرى از دشمنانش ( قبطى ) چون چشم مرد اسرائيلى به پيامبرش افتاد و به قدرت جسمى و اين كه او كاملًا داراى نيروى زيادى است كه خداوند به او بخشيده و او را توان جسمى داده است ، آگاهى داشت . ازاينرو از پيامبر خود با اين عبارت فريادرسى كرد : « اى پيامبر خدا ! به فريادم برس و از دشمنى كه مىخواهد مرا بكُشد نجاتم ده » . حضرت موسىعليه السلام چون فريادخواهى يكى از پيروان خود را شنيد درنگ نكرد و به دشمن او حمله كرد و با يك مُشتِ محكم او را به قتل رساند . اگر استغاثه و فريادخواهى از غير خداوند متعال صرفاً شرك بود ، حضرت موسىعليه السلام پيامبرى كه براى ريشه كن كردن بلاى شرك برانگيخته شده بود ، جا داشت نخست به مرد اسرائيلى برمىآشوبيد ، يا او را از خطا و گناه بزرگ ( روآوردن او به غير خداوند سبحان ) آگاه و هوشيار مىكرد و مىگفت : اى مرد ! از اين كه از من فريادرسى مىخواهى و كمك مىجويى ، به پروردگارت شرك ورزيدى و در شمار مشركان درآمدى و دينت را كه من تبليغ كرده و رساندهام ، پشت سر انداخته و از آن روگردان شدى . در فريادخواهى و استغاثه از كسى تفاوتى نيست كه فريادرس داراى قدرت و توان بدنى و جسمى يا داراى قدرت روحى باشد ؛ در هر