عز الدين حسينى زنجانى

74

معيار شرك در قرآن (فارسى)

هنگامى كه بلا بر آنها مسلّط مىشد مىگفتند : اى موسى ! خدايت را براى ما بخوان به سبب عهدى كه با تو دارد ؛ اگر اين بلا را تو از ما بگردانى ، قطعاً به تو ايمان مىآوريم و بنىاسرائيل را با تو خواهيم فرستاد . مراد از جملهء « بما عهد عندك » ؛ اين است : هر وقت كه بلا و به تعبير ديگر ، مجازاتى از مجازات‌هايى كه به طور تفصيل در آيات پيش از آن بيان شده را مستوجب مىشدند مىگفتند : اى موسى ! پروردگار خود را به سبب پيمان خلافت و جانشينى كه با تو بسته بخوان . مجرور صله كلمهء « ادْعُ » مىباشد ؛ يعنى او را به عهدى كه نزد تو دارد ( به حق مقام نبوّتى و ولايتى كه دارى ) اگر او را بخوانى به اجابت مىرساند ؛ اگر اين بلا را از ما بر طرف سازى ، يا ما سوگند ياد مىكنيم به پيمان خدا نزد تو و با تو عهد مىكنيم و پيمان مىبنديم اگر تو اى موسى ! بلا را از ما بر طرف سازى و مرتفع كنى قطعاً به تو ايمان مىآوريم . پس قوم بنىاسرائيل دفع بلا و رفع گرفتارى و سختىها را از شخص حضرت موسىعليه السلام به دليل عهد او با خدا كه رسالت و نبوّت و ولايت بود ، طلب مىكردند و اگر اين سؤال ، شريك قرار دادن موسىعليه ال كل الحقوق محفوظه لام به خداوند متعال بود ، بر حضرت موسى لازم بود به خاطر چنين درخواستى آنها را بازخواست كرده بگويد : شما به خداوند با اين سؤال‌تان شريك قرار داديد ؛ چنين چيزى از آيهء شريفه ولو با اشاره هم نمىتوان فهميد . پس معلوم مىشود خواسته‌اى كه آنها از موسى طلب مىكردند با فطرت توحيد و يگانه‌پرستى يك سان و مطابق بوده و كم‌ترين بوى