عز الدين حسينى زنجانى
62
معيار شرك در قرآن (فارسى)
سپس در سورهء اعراف جواب آن را آورده : « . . . أَتُجادِلُونَنِى فِى أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ . . . » ؛ « 1 » آيا با من در مورد نامهايى مجادله مىكنيد كه ( به عنوان معبود و خدا ) شما و پدرانتان ( بر بتها ) گذاردهايد ؟ در حالى كه خداوند هيچ فرمانى دربارهء آنها نازل نكرده است . دربارهء قوم هود خداوند - تبارك و تعالى - در حالى كه از زبان قوم او حكايت مىكند مىفرمايد : « قالُوا اجِئتنا لِنَعْبُدَ اللَّه وَحْدَهُ وَ نَذَرَ ما كَانَ يَعْبُد آباءُنا » ؛ گفتند آيا به سراغ ما آمدهاى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم و آنچه را پدران ما مىپرستيدند رها كنيم ؟ دربارهء امّت حضرت ابراهيمعليه السلام قرآن از زبان او حكايت مىكند كه به قوم خود گفت : « وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخافُونَ أَ نَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً . . . » ؛ « 2 » چگونه من از بتهاى شما بترسم در حالى كه شما از اين نمىترسيد كه براى خدا شريكى قرار دادهايد كه هيچگونه دليلى و دستورى دربارهء آن بر شما نازل نكرده است . بنابراين ، حضرت ابراهيمعليه السلام قوم خود را به دليل اين كه به خداوند در آثار الوهيت و خدايى از قبيل : كمك طلبيدن و پناه بردن شرك مىورزيدند
--> ( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيههاى 70 و 71 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 81 .