عز الدين حسينى زنجانى
63
معيار شرك در قرآن (فارسى)
- در حالى كه در اين باره هيچگونه دستورى از سوى خداوند نرسيده بود - ملامت مىكند . همچنين حضرت يوسفعليه السلام آنگاه كه دو يار خود را در زندان مخاطب قرار داده و مىگويد : « يا صاحِبَىِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ ، ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ . . . . » ؛ « 1 » اى دوستان زندانى من ! آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يكتاى قهّار ؟ اين معبودهايى كه غير از خدا مىپرستيد چيزى جز اسمهاى ( بىمسمّا ) كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميدهايد نيست ، خداوند هيچ اذن و دستورى براى آن فرو نفرستاده است . مصرىهاى قديم به حقيقت خداوند معتقد بودند جز اين كه بتها را بدون اذن و دليل از سوى خدا عبادت مىكردند تا نوبت رسيد به مفخر آدميان محمد مصطفى « ص » . بتپرستان جزيرة العرب به يكتايى سازندهء جهان و به تعبير ديگر ، به آفريننده و به وجود آورندهء عالم اعتقاد داشتند چنانكه اين موضوع در نهايت صراحت در قرآن آمده است : « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَ نّى يُؤْفَكُونَ » ؛ « 2 » هرگاه از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 39 و 40 . ( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 61 .